چهارشنبه 24 شهریور 1389

پیام

   نوشته شده توسط: محمود ناروئی    نوع مطلب :تا خدا داریم غم نداریم ،

قابل توجه دوستان،خوانندگان عزیز

بعلت مسخره شدن وبلاگم یه وبلاگ

جدید را اندازی کردم تقاضا دارم

دوستان عزیز در صورت تمایل به وب

جدیدم سر بزنن

در ضمن تبادل لینک و نظر یادتون نره

خصوصا داداش رامین هستی خانم و

بقیه دوستان

با

www.kabootar2.mihanblog.com

با ارزوی بهترینها بای......


برچسب ها: اهانت به قران ، دانلود جدید ترین اهنگها و نرمافزارهها ، اس اماس ،

سه شنبه 29 تیر 1389

تنها

   نوشته شده توسط: محمود ناروئی    نوع مطلب :تنهای عاشق ،

به نام تنها یاورم استا کریم

سلام خدمت دوستان خوبم

ممنون که این مدت منو تحمل کردید

از شما یه نظر می خواستم 

خواستم شعرای خودمو بزارم داخل وبلاگم

 نظر بدید که بزارم یا نه ممنون میشم

ممنون که اومدید

به امید موفقیت


برچسب ها: عشق ، حوادث اخیر زاهدان ،

یکشنبه 27 تیر 1389

تقدیم به گل زندگیم

   نوشته شده توسط: محمود ناروئی    نوع مطلب :تنهای عاشق ،

درد دوری

سبک نکرده دلمو گریه ،برای دیدنت

آرزوهام تمام شدن،تو حسرت ندیدنت

روزای تکراری من، انگار تمومی نداره

بدون تو، بی کسی هام ،طاقت دوری نداره

کجا برم ؟به کی بگم؟قصه ی ما تموم شده

تواین سکوت لحظه ها،داشتنت آرزوم شده

خدایا اگه هنوز بیادمی،بدون براش دلواپسم...

خدایا نذارکه باورم بشه دیگه بهش نمیرسم

خسته شده نگاه شب،ازدیدن اشکای من

چی مونده جز گذشته هام بدون تو برای من؟

بیا که پایان منه لحظه ی بی تورفتنم

تو انتظار هر نفس،در انتظار مردنم

 

 

 

 

 

 

 


برچسب ها: تنها ، عشق ، حادثه ی مسجد زاهدان ، مرگ ، تنهایی ،

یکشنبه 13 تیر 1389

tanhaei

   نوشته شده توسط: محمود ناروئی    نوع مطلب :عاشق بی وفا ،

به زنده رود ، سایت بزرگ ایرانیان خوش آمدید.
به دستنوشته eshgh iine نوشته شده توسط diare asheghan خوش آمدید.

عشق دور و بر ما بود نمی فهمیدیم.... دست او بر سر ما بود نمی فهمیدیم....

دوستیییییییییییییییییییییییی

شنبه هشتم دی ماه 1386 ساعت 02:31

خداااااااااااااااااااااااااااااااااااا

چهارشنبه پنجم دی ماه 1386 ساعت 01:29


خداوند همین نزدیكی هاست....

كافی است سرت را بلند كنی و دستش را بگیری.....

مهربانتر از او دیگر پیدا نمی كنی بنده خدا.

 

معرفت...

سه شنبه بیست و هفتم آذر ماه 1386 ساعت 01:47


معرفت درّ گرانیست به هر كس ندهند...  

پر  طاووس قشنگ است به كركس ندهند...

دختر خانوم ها رو جملم فكر كنید


برچسب ها: yaraneh ، marg ، asheghan ،

پنجشنبه 3 تیر 1389

M,A

   نوشته شده توسط: محمود ناروئی    نوع مطلب :تنها ترین تنها ،

آن روزی که عاشق ها دوستش می دارند رسید ...

روزی که عشق این نعمت عمیق  به ما یاد داد

به ما یاد داد که چگونه زندگی کنیم چگونه نفس بکشیم...

روزی که از هزاران سال پیش در میان عاشقان واقعی جشنی بر گزار می کردند

با نماد عشاق روز عاشقان

ایرانیان از همان اول عشق را پاس می داشتند

واین روز را به نام

سپندارمذگان

می خواندند و عاشقانه این روز را به هم تبریک میگفتند

و به عشق خود هدیه ای پیش کش می کردند

این روز بر همه ایرانیان مبارک

 


برچسب ها: ESHGH ، TANHAEI ، SASY ، YARANEH ،

یکشنبه 30 خرداد 1389

asheghane

   نوشته شده توسط: محمود ناروئی    نوع مطلب :عاشق بی وفا ،

در حاشیه خصوصی سازی!

لبهای مرا از همه استثنا کن

یک ماچ خصوصی به لبم اهدا کن !

ای دولت عشق در لبانت! لطفا

اصل چهل و چهار را اجرا کن

 

 

من از یاد رفیقانم دمی غافل نمیمانم

نمیدانم رفیقانم ز من یادی میکنند یا نه؟

 

 

 

این متن تقدیم به زیبا ترین شقایق دنیا . دوستت دارم نه به این خاطر که دوستم بداری بلکه به اون خاطر که لایق دوست داشتنی

 

 

ما دل فروشان دل به بازار محبت میبریم | هر چه داریم میفروشیم و محبت میخریم

 

 

کاش دوست داشتن فرستادنی بود تا از راه دور تقدیم تو میکردم

 

 

زندگی هنگامه فریاد هاست

سرگذشت و درگذشت یادهاست

عاشقی فریاد تنها بودن است

رنج ما تاوان انسان بودن است

 

 

تو اگر هیچ شوی گوهر زیبای منی

خودمانی با تو گویم که تو دنیای منی

 

 

------<-----<@

-----<----<@

-------<----<@

-----<----<@

این گل های رز شبیه تو هستند. با این تفاوت که میلیونها از اونها وجود داره، ولی از تو تنها یکی

 

 

 

هزار شاخه گل تقدیم به آینه شکسته ای که لبخند تو را هزار بار تکرار می کند.

 

 

بیب بیب بیب بیب بیب بیب بیب بیب بیب بیب

.

.

.

فکر کردی چیه؟ بوق؟

نه بابا اول چیزیه که میخوام بگم:

بی برو برگرد دوستت دارم

 

 

 

یاد ها رفتند و ما هم میرویم از یاد ها

تا پر کاهی بماند در میان بادها

 

 

 

بهترین انتقامی که می تونی از سرنوشت بگیری اینه که شاد باشی.

 

 

 

در مهربانی همچون باران باش که در ترنمش "علف هرز" و "گل سرخ" یکیست.

 

 

از دوست چه میماند در ایینه فردا       جز حرفه دلش جز خاطر های زیبا

 

 

 

پرسید به خاطر کی زنده هستی؟ با اینکه دلم می خواست با تمام وجودم داد بزنم “بخاطر تو” بهش گفتم به خاطر هیچ کس. پرسید پس به خاطر چه زنده هستی؟ با اینکه دلم فریاد میزد “به خاطر تو” با یک بغض غمگین گفتم به خاطر هیچ چیز. ازش پرسیدم تو به خاطر چی زنده هستی؟ در حالیکه اشک تو چشمانش جمع شده بود گفت به خاطر کسی که به خاطر هیچ زنده است

 

 

 

به دل موند یه بار یه روز یه جایی بگی می خوامت

بگی فقط واسه من عزیزی و بس چشمام به نامت

 

 

دلم رفت و دگر جانی نمانده

به ابر دیده بارانی نمانده

ببین این حال و احوال خرابم

بجز درد و پریشانی نمانده

 

 

پایه عشق معرفته عاشقی یک لیاقته

نشانه های عاشقی وفا صفا صداقته

 

 

 

اقتدار دله شکسته به اندوهی است که هیچوقت سروده نمیشود................

 


برچسب ها: ashegh ،

پنجشنبه 13 خرداد 1389

عاشقان

   نوشته شده توسط: محمود ناروئی    نوع مطلب :تنهای عاشق ،

رفتنیم باید برم باید برم                         

 باید كه تنها بمونم آوازه غم رو بخونم

شاید كه رفتنم منو از یاد شما ببره                     

 ولی شما تو قلبمی نهایته شكستنه

حالا كه من دارم میرم بزار یه چیزیرو بگم             

 بعدش آرومو بیخیال تو غربت آروم بگیرم

من میرمو مونده برام یه جفت سوال بی جواب    

چرا باید خسته بشم یا كه دلم باشه كباب

این زمونه تو غربتش برای من جایی داره

دارم میرم كه اینطوری قلبتون آروم بمونه

خوب می دونم كه اینطوری صدای شعرم می پیچه

تو جاده تنهایی ا یه میلاد آروم بشینه

خوب آخره قصمونه باید تمومش بكنم

خدا نگهدار شما اینجا تمومش میكنم

توسط محمود.....
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 


برچسب ها: یکی بود یکی نبود ، شعر زیبا ، مهرداد محمود ،

سه شنبه 28 اردیبهشت 1389

شاید ادما هم.....

   نوشته شده توسط: محمود ناروئی    نوع مطلب :تا خدا داریم غم نداریم ،

 خواهش میکنم حتما این داستان را تا آخر بخونین وگرنه از دستتون میره

یکی بود یکی نبود .
غیر از خدای مهربون هیچ کس نبود
.

یه روز مادر شنل قرمزی رو به دخترش کرد و گفت
:

عزیزم چند روزه مادر بزرگت مبایلش و جواب نمیده .

 هرچی SMS هم براش میزنم

باز جواب نمیده . online هم نشده چند روزه . نگرانشم
.

چندتا پیتزا بخر با یه اکانت ماهانه براش ببر . ببین حالش چطوره
.

شنل قرمزی گفت : مامی امروز نمیتونم
.

قراره با پسر شجاع و دوست دخترش خانوم کوچولو و خرس


مهربون بریم دیزین اسکی
.

مادرش گفت : یا با زبون خوش میری . یا میدمت دست داداشت


گوریل انگوری لهت کنه
.

شنل قرمزی گفت : حیف که بهشت زیر پاتونه . باشه میرم
.

فقظ خاستین برین بهشت کفش پاشنه بلند نپوشین
.

مادرش گفت : زود برگرد . قراره خانواده دکتر ارنست بیان
.
می خوان ازت خاستگاری کنن واسه پسرشون
.
شنل قرمزی گفت : من که گفتم از این پسر لوس دکتر خوشم نمیاد
.

یا رابین هود یا هیچ کس . فقط اون و می خوام
.

شنل قرمزی با پژوی ۲۰۶ آلبالوئی که تازه خریده از خونه خارج


میشه
.

بین راه حنا دختری در مزرعه رو میبینه
.

شنل‌: حنا کجا میری ؟؟؟


حنا : وقت آرایشگاه دارم . امشب یوگی و دوستان پارتی دعوتم

کردن
.

شنل : ای نا کس حالا تنها میپری دیگه
!!

حنا : تو پارتی قبلی که بچه های مدرسه آلپ گرفته بودن امل بازی در


آوردی
.

بهت گفتن شب بمون گفتی مامانم نگران میشه . بچه ها شاکی شدن


دعوتت نکردن
.

شنل : حتما اون دختره ایکبری سیندرلا هم هست ؟؟؟


حنا : آره با لوک خوشانس میان
.

شنل : برو دختره
...........................................

(
به علت به کار بردن الفاظ رکیک غیر قابل پخش بود
)

شنل قرمزی یه تک آف میکنه و به راهش ادامه میده
.
پشت چراغ قرمز چشمش به نل می خوره
!!!!!

ماشینا جلوش نگه میداشتن اما به توافق نمی رسیدن و می رفتن
.

میره جلو سوارش میکنه
.

شنل : تو که دختر خوبی بودی نل
!!!!!

نل : ای خواهر . دست رو دلم نذار که خونه
.
با اون مرتیکه ...... راه افتادیم دنبال ننه فلان فلان شدمون
.
شنل : اون که هاج زنبور عسل بود
.
نل : حالا گیر نده . وسط راه بابا بزرگمون چشمش خورد به مادر


پرین رفت گرفتش
.
این دختره پرین هم با ما نساخت ما رو از خونه انداختن بیرون
.
زندگی هم که خرج داره . نمیشه گشنه موند
.
شنل قرمزی : نگاه کن اون رابین هود نیست ؟؟؟؟ کیف اون زن رو


قاپید
.
نل : آره خودشه . مگه خبر نداشتی ؟ چند ساله زده تو کاره کیف


قاپی
.
جان کوچولو و بقیه بچه ها هم قالپاق و ضبط بلند میکنن
.
شنل قرمزی : عجب
!!!!!!!!!!!!!!
نل : اون دوتا رو هم ببین پت و مت هستن . سر چها راه دارن شیشه


ماشین پاک می کنن .
دخترک کبریت فروش هم چهار راه پائینی داره آدامس میفروشه
.
شنل قرمزی : چرا بچه ها به این حال و روز افتادن ‌؟؟؟؟

نل : به خودت نگاه نکن . مادرت رفت زن آقای پتیول شد .
بچه مایه دار شدی . بقیه همه بد بخت شدن
.
بچه های این دوره و زمونه نمی فهمن کارتون چیه
.
شخصیتهای محبوبشون شدن دیجیمون ها دیگه با حنا و نل و یوگی


و ....
خانواده دکتر ارنست حال نمی کنن
.
ما هم مجبوریم واسه گذران زندگی این کارا رو بکنیم

اخه این چه زندگی شده


برچسب ها: رادن ،

دوشنبه 27 اردیبهشت 1389

غزل خون برای بهترینم...

   نوشته شده توسط: محمود ناروئی    نوع مطلب :تنها ترین تنها ،

غزل خون
عاشق و مجنونت شدم
نخونده مهمونت شدم
کلی پریشونت شدم
اما بازم نیومدی

قهوه ی فنجونت شدم
شمع تو شمعدونت شدم
خاک تو گلدونت شدم
اما بازم نیومدی

همیشه ممنونت شدم
من نی چوپونت شدم
آب تو بیابونت شدم
اما بازم نیومدی

شعرای ارزونت شدم
عمری غزل خونت شدم
تسلیم قانونت شدم
اما بازم نیومدی

دنا و هامونت شدم
نزدیکتر از جونت شدم
رگت شدم خونت شدم
اما بازم نیومدی

خادم و دربونت شدم
اسیر زندونت شدم
گلاب کاشونت شدم
اما بازم نیومدی

یه جوری مدیونت شدم
سنگ خیابونت شدم
راهی میدونت شدم
اما بازم نیومدی

تو سختی آسونت شدم
تو دردا درمونت شدم
ناجی پنهونت شدم
اما بازم نیومدی

کشته ی مژگونت شدم
هلاک چشمونت شدم
رفتم و قربونت شدم
اما بازم نیومدی

لباس و صابونت شدم
سارق ایمونت شدم
چشمای گریونت شدم
اما بازم نیومدی

همیشه ممنونت شدم
من نی چوپونت شدم
آب تو بیابونت شدم
اما بازم نیومدی

شعرای ارزونت شدم
عمری غزل خونت شدم
تسلیم قانونت شدم
اما بازم نیومدی

یه جوری مدیونت شدم
سنگ خیابونت شدم
راهی میدونت شدم
اما بازم نیومدی
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 


برچسب ها: ساسی مانكن ، منصور ، هیچكس ، احمدی نژاد ، قلب من ، بندر ، تهران ، موبایل ، دانلود ترانه های جدید ،

جمعه 24 اردیبهشت 1389

یكی بود یكی نبود

   نوشته شده توسط: محمود ناروئی    نوع مطلب :تا خدا داریم غم نداریم ،

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 28 مهر 1387 توسط آرتمیس


www.miadgah.ir داستان های  زیبا و خواندنیروزی پسر بچه ای در خیابان سكه ای یك سنتی پیدا كرد . او از پیدا كردن این پول ،آن هم بدون هیچ زحمتی ، خیلی ذوق زده شده . این تجربه باعث شد كه بقیه روزها هم با چشمهای باز ، سرش را به سمت پایین بگیرد ( به دنبال گنج ) !!! او در مدت زندگیش ، 296 سكه 1 سنتی ، 48 سكه 5 سنتی ، 19 سكه 10 سنتی ، 16 سكه 25 سنتی ، 2 سكه نیم دلاری و یك اسكناس مچاله شده 1 دلاری پیدا كرد . یعنی در مجموع 13 دلار و 26 سنت . در برابر به دست آوردن این 13 دلار و 26 سنت ، او زیبایی دل انگیز 31369 طلوع خورشید ، درخشش 157 رنگین كمان و منظره درختان افرا در سرمای پاییز را از دست داد . او هیچ گاه حركت ابرهای سفید را بر فراز آسمان ، در حالی كه از شكلی به شكل دیگر در می آمدند ، ندید . پرندگان در حال پرواز ، درخشش خورشید و لبخند هزاران رهگذر ، هرگز جزئی از خاطرات او نشد



برچسب ها: سارا ، ساربان ، داستان قشنگ ،

پنجشنبه 23 اردیبهشت 1389

بزن باران

   نوشته شده توسط: محمود ناروئی    نوع مطلب :تنهای عاشق ،


بزن باران بهاران فصل خون است


بزن باران که صحرا لاله گون است


 


بزن باران که درچشمان یاران


جهان تاریک ودریاواژگون است


 


بزن باران که دین رادام کردند


شکارخلق وصید خام کردند


 


بزن باران خدابازیچه ای شد


که باآن کسب ننگ ونام کردند


 


بزن باران به نام هرچه خوبیست


به زیرآواررای پای کوبیست


 


مزارتشنه جوباران پرازسنگ


بزن باران که وقت لایروبیست


 


بزن باران وشادی بخش جان را


به باران شوق وشیرین کن زمان را


 


به بام غرقه درخون دیارم


به پاکن پرچم رنگین کمان را


 


بزن باران که بی صبرند یاران


نمان خاموش گریان شوبباران



بزن باران بشوی آلودگی را


زدامان بلند روزگاران



برچسب ها: ساربان ، عشق ،

چهارشنبه 22 اردیبهشت 1389

بیوفا از داداش رامین

   نوشته شده توسط: محمود ناروئی    نوع مطلب :تنهای عاشق ،

توسط داداش رامین

 ترکم مکن ای بی وفا! مغلوب تقدیرم مکن!                                             

         مرگ انتظارم می کشد٬ از زندگی سیرم مکن!

 

تنها مرو! تنها مذار این قلب ویران گشته را!

 

                  ذهنت به یک باره پر از فکر جدایی شد چرا؟!

 

                               در بزم قاتلهای عشق٬ ساز جدایی می زنی

 

                                          از عشق بی پایان من٬ با سادگی دل می کنی...

             



برچسب ها: یكی بود یكی نبود ، عاشقان ، تنهایان ، حسنك ، روزهای تنهایی ، ساسی ، اشكین ، منصور ،

سه شنبه 21 اردیبهشت 1389

اشیانه تنهایی

   نوشته شده توسط: محمود ناروئی    نوع مطلب :تنهای عاشق ،

نامه بی جواب

سلام بهونه قشنگ من برای زندگی
آره باز منم همون دیوونه ی همیشگی
فدای مهربونیات چه مكنی با سرنوشت
دلم برات تنگ شده بود این نامه رو واست نوشت
حال من رو اگه بخوای رنگ گلای قالیه
جای نگاهت بد جوری تو صحن چشمام خالیه
ابرا همه پیش منن اینجا هوا پر از غمه
از غصه هام هر چی بگم جون خودت بازم كمه
دیشب دلم گرفته بود رفتم كنار آسمون
فریاد زدم یا تو بیا یا من و پیشت برسون
فدای تو! نمی دونی بی تو چه دردی كشیدم
حقیقت رو واست بگم به آخر خط رسیدم
رفتی و من تنها شدم با غصه های زندگی
قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگی
نمی دونی چه قدر دلم تنگه برای دیدنت
برای مهربونیات نوازشات بوسیدنت
به خاطرت مونده یكی همیشه چشم به راهته
یه قلب تنها و كبود هلاك یه نگاهته
من می دونم همین روزا عشق من از یادت میره
بعدش خبر میدن بیا كه داره دوستت میمیره
روزات بلنده یا كوتاه دوست شدی اونجا با كسی
بیشتر از این من و نذار تو غصه و دلواپسی
یه وقت من و گم نكنی تو دود اون شهر غریب
یه سرزمین غربته با صد نیرنگ و فریب
فدای تو یه وقت شبا بی خوابی خستت نكنه
غم غریبی عزیزم زرد و شكستت نكنه
چادر شب لطیف تو از روت شبا پس نزنی
تنگ بلور آب تو یه وقت ناغافل نشكنی
اگه واست زحمتی نیست بر سر عهد مون بمون
منم تو رو سپردم دست خدای مهربون
راستی دیروز بارون اومد من و خیالت تر شدیم
رفتیم تو قلب آسمون با ابرا همسفر شدیم
از وقتی رفتی آسمونمون پر كبوتره
زخم دلم خوب نشده از وقتی رفتی بد تره
غصه نخور تا تو بیای حال منم این جوریه
سرفه های مكررم مال هوای دوریه
گلدون شمعدونی مونم عجیب واست دلواپسه
مثه یه بچه كه بار اوله میره مدرسه
تو از خودت برام بگو بدون من خوش میگذره ؟
دلت می خواد می اومدم یا تنها رفتی بهتره
از وقتی رفتی تو چشام فقط شده كاسه خون
همش یه چشمم به دره چشم دیگم به آسمون
یادت می آد گریه هامو ریختم كنار پنجره
داد كشیدم تو رو خدا نامه بده یادت نره
یادت میآد خندیدی و گفتی حالا بذار برم
تو رفتی و من تا حالا كنار در منتظرم
امروز دیدم دیگه داری من رو فراموش می كنی
فانوس آرزوهامونو داری خاموش میكنی
گفتم واست نامه بدم نگی عجب چه بی وفاست
با این كه من خوب می دونم جواب نامه با خداست
عكسای نازنین تو با چند تا گل كنارمه
یه بغض كهنه چند روزه دائم در انتظارمه
تنها دلیل زندگی با یه غمی دوست دارم
داغ دلم تازه میشه اسمت و وقتی می آرم
وقتی تو نیستی چه كنم با این دل بهونه گیر
مگه نگفتم چشمات رو از چشم من هیچ وقت نگیر
حرف منو به دل نگیر همش مال غریبیه
تو رفتی و من غریب شدم چه دنیای عجیبیه
زودتر بیا بدون تو اینجا واسم جهنمه
دیوار خونمون پر از سایه ی غصه و غمه
تحملی كه تو دادی دیگه داره تموم میشه
مگه نگفتی همه جا ماله منی تا همیشه
دلم واست شور می زنه این دل و بی خبر نذار
تو رو خدا با خوبیات رو هیچ دلی اثر نذار
فكر نكنی از راه دور دارم سفارش میكنم
به جون تو فقط دارم یه قدری خواهش میكنم
اگه بخوام برات بگم شاید بشه صد تا كتاب
كه هر صفحه ش قصه چند تا درده و چند تا عذاب
می گم شبا ستاره ها تا می تونن دعات كنن
نورشونو بدرقه پاكی خنده هات كنن
یه شب تو پاییز كه غمت سر به سر دل می ذاره

 

 

 

 

 

 


برچسب ها: من ، تو ، دل ،

شنبه 18 اردیبهشت 1389

حسرت

   نوشته شده توسط: محمود ناروئی    نوع مطلب :تنهای عاشق ،

شهر كوچه پر از اسفندای دونه دونه شد

لقبم مجنون بود ولی به تازگی دیوونه شد

كوچه رو با اشكای گرم خودم شسته بودم

دیگه از دست همه به جز خودت خسته بودم

مژه هام كوچه مونو حسابی جارو كرده بود

رو لبا ترانه راس راسی بر میگرده بود

گلدونا پر بودن از گلای لادن و عروس

همه جا پیچیده بود ترانه مرا ببوس

با یه دسته گل بودم منتظر اومدنت

چقدر دیر شده بود اما برای دیدنت

 

 

 


برچسب ها: یكی بود یكی نبود ، رویای خیس ، عاشقانه ها ، ترس جنها ، ساسانی ، رویای تنهایی ، تنها ، مكه ، مدینه ، زندگی تلخ ، رویای شیرین ، جواد رضویان دكتر احمدیییییی ،

پنجشنبه 16 اردیبهشت 1389

ادم مثبت نگری باشید

   نوشته شده توسط: محمود ناروئی    نوع مطلب :تا خدا داریم غم نداریم ،

تو زندگی هیچ وقت به چیزهای منفی فكر نكنید

تو زندگی نسبت به كاری نفوس بد نزنید

تو زندگی از بی پولی داد نزنید و نگید كه من پول ندارم

تو زندگی سیع كنید ادم شادی باشید

تو زندگی از تجربه دیگران استفاده كنید چون خود تجربه گی نوعی حماقت است

تو زندگی به ادمها با دید مثبت نگاه كنید

تو زندگی سیع كنید دل ادما رو بدست بیارید

تو زندگی با ادما با خنده صحبت كنید و چهره ای منبسط داشته باشید

تو زندگی از چیزی فرار نكنید چون ان چیز خود به خود به شما باز میگردد

تو زندگی با مشكلات مبارزه كنید نه از انها فرار كنید

و این كه تو زندگی دل كسی رو نشكنید

 

 

 

 

 


برچسب ها: تنها ، شاد ، زندگی خوب ،

تعداد کل صفحات: 6 1 2 3 4 5 6
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات